تبليغاتX
طامات
یکی از عقل می لافد یکی طامات میبافد×بیا کاین داوریها را به پیش داور اندازیم
خط پایان نزدیک است.

و من گام هایم را هر چند سست شده اما بلندتر از قبل برمی دارم تا به خط پایان برسم.

از خط عبور کنم.

و تمام.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 13:57  توسط سمیه عظیمی  | 

 

چگونه «آقای شبکه گستر» رییس مجلس می‌شود؟

 

از میان روحانی‌زادگان لاریجانی که هر یک به گونه‌ای عاقبت به خیر شده‌اند، شاید علی لاریجانی بیش و پیش از دیگر آنها، این راه را پیش رفته است؛ موضوعی که هم می‌توان سراغ آن را در زندگی شخصی‌ علی لاریجانی گرفت و هم در زندگی و فعالیت‌های سیاسی‌اش.

 

او که پس از گذر از راه‌های مختلف و فراز و فرودهایی در میزان گرایشات مردمی به خود، مسیر قم به میدان بهارستان تهران را به راحتی و با پشتوانه‌ای محکم پیموده است، درست همان‌گونه که در مراسم تودیع پورمحمدی به روی سن جهش کرد، در آستانه گامی بلند در زندگی سیاسی و مدیریتی خود قرار دارد.

 

علی لاریجانی دانش‌آموخته رشته ریاضی دانشگاه صنعتی شریف در مقطع کارشناسی و دانش‌آموختهٔ دانشگاه تهران در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری در رشتهٔ فلسفه غرب ‌است که در سال ۱۳۵۸ رتبهٔ اول رشته ریاضیات و علوم کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف را کسب کرد.

 

اگر نمودار یا نقشه‌ای از مسیر گام‌برداری علی لاریجانی رسم کنیم، نقطه آغاز آن در جام‌جم و مدیریت بخش برون‌مرزی و واحد مرکزی خبر صداوسیما قرار خواهد داشت که پس از آن با پیمودن مسیر معاونت وزارتخانه‌‌هایی همچون وزارت کار و پست و تلگراف و تلفن به سوی سپاه پاسداران رفت و جانشین ستاد کل سپاه شد.

 

او که فرزندی حاج میرزا هاشم‌ آملی و دامادی شهید مطهری را نیز در زندگی شخصی خود به عنوان یک امتیاز مهم و قابل توجه برای نهادهای مذهبی داراست، هم راهی به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی داشته و پس از استعفای سید محمد خاتمی از کابینه هاشمی رفسنجانی، وزیر ارشاد بوده و هم حضور در صدر سازمان صداوسیما را برای مدت 10 سال تجربه کرده است.

 

«آقای شبکه‌گستر» برنامه‌های طنز صداوسیما، ریاست را بر این تنها رسانه عریض و طویل کشور، با سر و ظاهری جدید به معاونش عزت‌الله ضرغامی تحویل داد: "رسانه‌ای با ۷ شبکه تلویزیونی، ۸ شبکه رادیویی ملی و سراسری، ۳۰ شبکه رادیویی استانی، ۴ شبکه تلویزیونی استانی، و 7 شبکه جهانی".

 

اگر روزنامه جام جم و شرکت تولید فیلم سیما فیلم را به آن اضافه کنیم، عمق و گستره نفوذ رسانه ملی در دوران ریاست علی لاریجانی به خوبی روشن می‌شود.

 

هرچند که پروژه ساخت سریا‌ل‌های تاریخی و توجه رسانه ملی به شخصیت‌های بزرگ ادبی، فرهنگی، سیاسی و مذهبی کشورمان و همچنین طرح برگزاری همایش پر سروصدا و در عین حال پر حاشیه چهره‌های ماندگار در دوران ریاست او بر سازمان صداوسیما کلید خورد، اما شاید به جرأت بتوان گفت که علی لاریجانی در طول عمر فعالیت سیاسی و فرهنگی خود از آغاز تا به امروز هیچ زمانی به اندازه دوران ریاست بر تصویری که به دید مردم می‌رسد و صدایی که به گوششان، مورد انتقاد جدی کارشناسان،‌ احزاب و گروه‌های سیاسی و به ویژه مردم نبوده است.

 

تولید و پخش مستندهایی همچون "کارناوال عاشورا" ،"هويت"، "برلين" و" چراغ" در دوران ریاست او بر این رسانه فراگیر مهمترین بخش‌های این انتقادات را تشکیل می‌دهند و بر این نکات باید عملکرد مورد سوال و کاملا جانبدارانه او را در مهمترین انتخابات سال‌های پس از جنگ یعنی انتخابات دوم خرداد 1376 افزود؛‌ چرا که این امر اصلی‌ترین بخش عدم گرایش مردمی را به لاریجانی در برمی‌گیرد.

 

با این همه شاید بتوان گفت که لاریجانی با پایان یافتن دوران ریاستش بر صداوسیما، مسیری در افزایش محبوبیت را پیمود.

 

او که در این سال‌ها همچنان عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای عالی انقلاب فرهنگی بود، در خردادماه سال 83 با حکمی از سوی رهبر معظم انقلاب، نماینده ایشان در شورای عالی امنیت ملی شد و همین راه او را برای جای‌گیری هر چند کوتاه مدت اما مفید برای عمر مدیریتی او در صدر این شورا هموار کرد.

 

سمتی که پس از تجربه تلخ یک انتخابات عجیب و شگفت‌آور برای همه ناظران بیرونی، برای او نتایج خوبی در بر داشت.

 

علی لاریجانی که در خردادماه 84 با شعار هوای تازه، با جدیتی تمام به سوی ریاست جمهوری پیش می‌رفت، شاید باور نمی‌کرد که در هشت ضلعی نامنتظم انتخاب نهم، در یکی از پایین‌ترین اضلاع قرار گیرد و تنها چیزی قریب به یک و نیم میلیون رأی را به خود اختصاص دهد.

 

این شکست، هرچند تلخ اما راهی تازه را برای او که چهره و ظاهری نسبتا دیپلماتیک دارد، گشود.

 

لاریجانی در لحظه ورود به شورای عالی امنیت ملی به عنوان دبیر این شورا، با نقد عملکرد دولت سید محمد خاتمی در عرصه سیاست خارجی و به ویژه در موضوع پرونده هسته‌ای گفت: «در غلتان دادیم و آب نبات گرفتیم»، حال آنکه در 28 مهرماه 86 در حالی پس از بارها درخواست استعفا، با ساختمان شورای عالی امنیت ملی خداحافظی می‌کرد که دیدار با حسن روحانی را در کارنامه دبیری بر شورای عالی امنیت ملی برای خود به ثبت رساند و پس از این مسئولیت 26 ماهه، در بسیاری از دانشگاه‌های مهم کشور حضور یافت و بارها اعلام کرد که نتوانسته با احمدی‌نژاد کنار بیاید.

 

لاریجانی شاید آن روز که با سعید جلیلی، دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی به دیدار سولانا رفت، میزانی نسبتا بالا از محبوبیت را در سطح افکار عمومی برای نخستین بار و پس از حدود 10 تا 12 سال تجربه کرد و باز شاید برای اولین بار در صدر اخبار بسیاری از رسانه‌های جهان قرار گرفت.

 

این استعفای مبهم و سوال‌برانگیز که پس از دیدار رییس‌جمهور روسیه از ایران رخ داد، گوش‌های تیز و چشمان نکته‌بین اغلب ناظران را به سمت پارلمان ایران برد و خواب لاریجانی را برای حضور در کرسی‌های سبز پارلمان برای مردم تعریف کرد؛ خوابی که به سرعت و آسانی تعبیر شد و همزمان با آغاز فعالیت‌های مربوط به انتخابات مجلس هشتم شورای اسلامی، کلنگ پروژه "لاریجانی می‌آید، نمی‌آید" از سوی جریان اصولگرا بر زمین خورد.

 

طرح موضوع آمدن یا نیامدن لاریجانی از آنجا که بسیاری از نمایندگان مجلس و همچنین بسیاری از گروه‌های خارج از آن، بر نوع ارتباطات و تعاملات مجلس هفتم به ریاست حدادعادل با دولت نهم به ریاست احمدی‌نژاد انتقاداتی جدی داشتند، مورد توجه همه رسانه‌ها،‌ مطبوعات و افکار عمومی قرار گرفت و تا لحظات پایانی منتهی به ثبت‌نام کاندیداها همچنان این تعلیق باقی ماند تا اینکه... .

 

تا اینکه نام "علی لاریجانی"‌ در فهرست کاندیداهای نمایندگی مجلس هشتم ثبت شد؛‌ ثبت‌نامی که از تهران آغاز شد و در قم به ثمر رسید.

 

دیدار او با علما و مراجع تقلید در قم، آنجا که مورد سوال قرار گرفت با این پاسخ لاریجانی مواجه شد که به درخواست و اصرار علما و مراجع وارد انتخابات می شوم و خودم میل چندانی برای حضور در انتخابات نداشتم.

 

لاریجانی پس از ثبت‌نام در حوزه تهران و پس از انتقال خود به حوزه انتخابیه قم، به راحتی از انتخابات دو مرحله‌ای تهران رهایی یافت و یکسره راه قم تا بهارستان را پیمود.

 

رقابت میان لاریجانی و حدادعادل برای ریاست مجلس هشتم هرچند که از نگاه برخی گروه‌ها و فعالان سیاسی و حتی برخی اصلاح‌طلبان به دقت و با رضایت دنبال می‌شد و بسیاری پیروز این میدان را لاریجانی می دانستند اما برخی تلاش‌های حدادعادل در هفته‌ها و روزهای پایانی مجلس هفتم برای گریز از موج شدید انتقادات به نحوه ریاستش بر مجلس هفتم گمانه‌هایی دیگر را در اذهان شکل ‌داد.

 

در این میان، دیدار شاید غیرمنتظره و شاید قابل پیش‌بینی لاریجانی با احمدی نژاد در عین تمامی آنچه اختلافات میان لاریجانی و احمد‌ی‌نژاد خوانده می‌شد، در کنار نگاه مثبت حوزه به لاریجانی و ضعف‌های جدی حدادعادل در ریاست مجلس نشان داد که لاریجانی از پشتوانه‌ای قوی‌تر برای ریاست مجلس هشتم برخوردار است؛ و این مقبولیت آنجا آشکارتر شد که لاریجانی به عنوان رییس هیات مدیره موقت فراکسیون اصولگرایان مجلس هشتم انتخاب شد.

 

به هر تقدیر، شب گذشته (یکشنبه شب) و پس از چندین هفته کش‌وقوس و بازی با افکار عمومی، در یک انتخابات درون فراکسیونی، علی لاریجانی با کسب 161 رأی کاندیدای قعطی فراکسیون اصولگرایان برای ریاست مجلس هشتم شد و پروژه‌ای دیگر با عنوان مرکزیت‌‌بخشی به قم کلید خورد.

 

با نگاهی به همه مجالس 30 ساله پس از پیروزی انقلاب، علی لاریجانی اولین رییس مجلسی خواهد بود که برگزیده مردم پایتخت نیست و این خود نکته‌ایست گواه بر آغاز پروژه "قم‌محوری".

 

این را شاید به سادگی بتوان در مسیر تشکیل كارگروه توسعه و عمران قم از سوی رییس‌جمهور تفسیر کرد که علی لاریجانی نیز در آن حضور داشته و از احمدی‌نژاد در این راستا حکم دریافته کرده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 23:14  توسط سمیه عظیمی  | 

مادرم فردی باسواد بوده که در سریال بی سواد معرفی شده است

 

«مريم بهجت‌ تبريزی» فرزند استاد شهريار در واكنش به سريال «شهريار» گفت: اعلام می‌‌كنم كه آنچه به عنوان سريال شهريار از شبكه دو پخش شده، ارتباطی با زندگی شاعر بلند‌آوازه ايرانی، شهريار نداشته است.

  

«مريم بهجت‌ تبريزي» فرزند استاد شهريار در واكنش به سريال «شهريار» (كمال تبريزی) به خبرنگار فارس گفت: سريالی كه با نام «شهريار» از شبكه دوم سيما در حال پخش است، متاسفانه دارای صحنه‌ها و سكانس‌هايی غيرواقعی و توهين آميز به شخصيت استاد شهريار بوده كه نه تنها با واقعيت‌های حيات آن بزرگوار همخوانی نداشته و ندارد، بلكه با تحريف و تغييراتی همراه بوده است كه نهايتا به مسخ شخصيت حقيقی و اجتماعی و ادبی پدرم - كه محبوب‌ترين شاعر ايران در قرن حاضر است- منجر می‌‌شود.

 

وی ادامه داد: متاسفانه با تماشای اهانت‌های ناروا به مادرم و تصويری مبهم از يك معلم فرهنگی شريف، متوجه شدم كه سريال شهريار بدون كمترين تحقيق و پژوهش سرهم‌بندی و نگارش شده است.

 

فرزند محمدحسين بهجت‌تبريزی با اشاره به ذكر نام خانواده شهريار در تيتراژ اين سريال به فارس گفت: می‌‌خواهم بگويم شما كه خانواده شهريار را در جريان اين سريال نگذاشتيد و اطلاعات مستندی هم از آنها نگرفته‌ايد، چگونه در تيتراژ انتهای سريال از آنها تشكر می‌‌كنيد؟! وقتی اين مطلب را بيننده سريال می‌‌بيند، فكر می‌‌كند كه حتما خانواده شهريار نيز با اين سريال همكاری داشته‌ است.

 

وی افزود: اگر من را از اين جريان مطلع می‌‌كردند، ابتدا درخواست می‌‌كردم كه فيلمنامه را بخوانم.

 

بهجت تبريزی همچنين گفت: بر طبق قانون حمايت از مؤلفان و منصفان، اين سريال بدون مجوز پخش شده است در حالی كه به موجب اين قانون تا 30 سال تمام حقوق مادی و معنوی به ورثه تعلق می‌‌گيرد و برای هر گونه استفاده‌ای بايد از وراث اجازه گرفته شود ولی سازندگان اين سريال از ما هيچ‌گونه اجازه‌ای نگرفتند.

 

وی ادامه داد: داستان، بيوگرافی و شخصيتی كه از پدر من در اين سريال نمايش داده مي‌شود به طور كلی متفاوت از واقعيت است و كسی كه اين فيلم را ساخته كوچك‌ترين شناختی از شخصيت ادبی، مذهبی، دينی و عرفانی پدرم نداشته است.

 

بهجت تبريزی با اشاره به برخی شخصيت‌های اين سريال به فارس گفت: حتی شخصيت‌هايی در اين سريال وجود دارد مثل ابراهيم اديب يا گلرخ كه اصلا وجود خارجی نداشته‌اند. كلا داستانی كه در مورد جوانی، بعد از ازدواج و ميانسالی پدرم نشان می‌‌دهند، مورد دخل و تصرف واقع شده است.

 

وی افزود: اولا به لحاظ زمانی، تاريخ‌ها را رعايت نكرده‌اند و همه ساختگی بودند. به جرات می‌‌گويم 80 تا 90 درصد اين پروژه ساختگی است و هيچ‌كدام از اينها اتفاق نيفتاده است.

 

دختر استاد شهريار تصريح كرد: قسمت اخير سريال «شهريار» كاملا ساختگی بود چرا كه مادر من اصلا در بيمارستان فوت نكرده‌اند و اصلا مريض نبوده‌اند بلكه ايشان سكته مغزی كردند و از دنيا رفتند.

 

وی در ادامه گفت‌وگو با فارس، با انتقاد از نمايش چهره‌ای غير واقعی از مادرش در اين سريال افزود: مادرم، فردی باسواد بوده كه در سريال بي‌سواد معرفی می‌‌شود. ايشان نوه عمه پدرم و خويشاوند نزديك مادرم بود ولی در اين سريال، يك فرد بيگانه معرفی می‌‌شود كه پدرم را به طور اتفاقی در بانك می‌‌بيند.

 

بهجت‌تبريزی گفت: مادر من عاشق شعرهای پدرم بود چون بيست و چند سال از پدرم كوچك‌تر بود و به خاطر انگيزه ادبی‌‌اش با پدرم ازدواج كرد.

 

وی در ادامه گفت: همان‌طور كه اشاره كردم برخلاف آنچه سريال نشان مي‌دهد مادر من اصلا مريض نبودند. يك روز كه ما را برای مدرسه آماده می‌‌كردند، سكته مغزی كردند و دار فانی را وداع گفتند. ايشان اصلا بيمارستان نرفتند كه پدرم از ايشان پرستاری كند.

 

وی ادامه داد: برخلاف آنچه در «شهريار» ديديم، اين واقعيت ندارد كه مادرم، پدرم را «محمدجان» صدا می‌‌كرده بلكه همه او را با نام شهريار صدا می‌‌زدند و مادرم نيز به نام آقا شهريار صدايش می‌‌كرد.

 

«بهجت تبريزی» با بيان اين نكته كه شهريار در 40 سال آخر زندگی‌‌اش خانه‌نشين بوده، افزود: پدر من، 40 سال آخر زندگی‌اش را از خانه بيرون نرفت. خودش يك شعری را دارد كه وصف احوال اين چهل سال است: از من چه طالعی است كه با اين شتاب عمر/ بازم بپرود لب بام آفتاب عمر/ من روی چرخ و پره هنوز و به پيچ و تاب/ جايی كه آب ريخته از آسياب عمر/ سائيده رشته‌ای است كه تابيده به گلو/ من تاب مي‌خورم به نخی از طناب عمر/ چل سال آزگار به زندان روزگار حبس ابد چگونه نهی در حساب عمر.

 

وی افزود: در آن مدت اگر كسی به ملاقات استاد شهريار می‌‌آمد، بعضی وقت‌ها می‌‌پذيرفت و بعضی مواقع به دليل كسرت جمعيت و اينكه حال عمومی خوبی نداشت، نمی‌‌توانست كسی را به حضور بپذيرد.

 

فرزند شهريار تصريح كرد: در كل سريال «شهريار» بر مبنای واقعيت نيست و نه تنها همخوانی با زندگی پدرم ندارد بلكه نوعی اهانت نسبت به ايشان، مادرم و خانواد‌ه‌ ما است.

 

بهجت تبريزی گفت: اين سريال بدون كوچك‌ترين تحقيق و پژوهش سرهم‌بندی و نگارش شده است‌، لذا به عنوان يك رسالت تاريخی، نه به عنوان وارث پدرم كه جای خود دارد، بلكه به عنوان يك واصل با استادی كه سال‌ها با او زندگی گذرانده‌ام، اعلام مي‌كنم كه آنچه به عنوان سريال شهريار از شبكه دو پخش شده، ارتباطی با زندگی شاعر بلند‌آوازه ايرانی، شهريار نداشته است.

 

وی افزود: به جرات می‌توانم بگويم حتی يك مطالب مهم كه در مورد پدرم بايد منعكس شود، در اين سريال ديده نمی‌‌شود و اكثريت مطالب مهم زندگی پدرم مثل شبی كه از عشق مجازی به عشق حقيقی رسيد و مهمترين شب زندگی او محسوب می‌‌شود، در اين فيلم آن چنان كه بايد به مردم نشان داده نشده است.

 

فرزند شهریار خاطرنشان كرد: پدرم وقتی از تبريز به تهران آمدند، 13 _ 14 ساله بودند و در سنين پايين به دارالفنون به مدت 7 سال درس طب خواندند، ايشان بين 20 تا 30 سال به عشق حقيقی رسيدند و متحول شدند، اتفاقی كه برای كمتر كسی می‌‌افتد ولی در سريال «تبريزی» به هيچ يك از اين مسائل پرداخته نشده است.

 

وی در انتها گفت: پدرم فردی بسيار متدين و مذهبی بودند ولی اين مسئله نشان داده نشده است. ايشان حافظ قرآن بودند و آن قدر قرآن خوانده بودند كه زبان عربی را از اين طريق ياد گرفتند.

 

پیش از این نیز، پروانه بهار دختر ملک‌الشعرای بهار از این سریال و نوع پرداختن آن به پدرش انتقاد کرده بود.

 

دختر اين شاعر همچنين درباره‌ سريال «شهريار» كمال تبريزی كه از تلويزيون در حال پخش است و در بخش‌هايی از آن، زندگی ملك‌الشعرا بهار به تصوير كشيده شده‌ است، به ايسنا گفت: در اين سريال، زندگی پدرم بسيار تشريفاتی نشان داده می‌‌شود؛ در حالی‌‌كه اين دور از حقيقت است. درِ خانه‌ی بهار هميشه به روی مهمانان باز بود و با يك استكان چای از آن‌ها پذيرايی می‌‌شد؛ نه با تشريفاتی كه در اين سريال نشان داده می‌‌شود.

 

او همچنين متذكر شد: مسأله‌ ديگر، شيوه‌ی لباس پوشيدن پدرم است كه با كت و شلوار و كراوات تصوير شده است؛ در حالی‌‌كه پدرم در آن زمان معمم بود و آن‌طور كه نشان می‌‌دهند، سوار اتومبيل نمی‌‌شد. ما اصلا اتومبيل نداشتيم و اصلا آن‌زمان اتومبيل آن‌قدر زياد نبود كه ما اتومبيل داشته باشيم.

 

پروانه بهار يادآور شد: برای ساختن فيلم‌های اين‌چنينی می‌‌بايد تحقيقات بيش‌تری صورت گيرد. بهار سه دختر در قيد حيات دارد، و برای تصوير كردن بخشی كه به زندگی پدرم مربوط است، بايد از ما تحقيق می‌‌كردند. در اين فيلم حتا ايرج ميرزا به خوبی تصوير نشده است و او را بسيار كوچك نشان داده‌اند؛ در حالی‌‌كه در آن زمان، او از شهريار بسيار بالاتر بود.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:38  توسط سمیه عظیمی  | 

 

 

رییس‌جمهور گفت "کسی هست"‌ و این شد آغاز ماجرا، همه رفتند ببینند که آن کس که هست، کیست که به یکباره بازرس کل گفت "اصلا کسی نیست". آیا واقعا کسی هست یا نیست؟!

 

در پی سفر و سخنرانی حاشیه‌ساز رییس‌جمهور به شهر قم، رسانه‌های خبری و مسئولان به دنبال سرنخ‌هایی از مافیا می‌گردند که در این میان یکی از سایت‌های خبری منتسب به دولت نهم در اقدامی شگفت‌انگیز، سرنخ مافیای دخانیات را در یک مجمع و در دستان یکی از فرماندهان سابق نظامی یافت..

 

این در حالی بود که قبل از آن، یکی دیگر پیکانی کشیده بود که سر آن رو به دولت نشانه رفته بود.

 

دعوا بالا گرفته بود که بازرس کل کشور پس از پیگیری‌ها و ردیابی‌های خود، خطاب به رییس‌جمهور گفت که اصلا گزارشی درباره وجود خارجی مافیا به بازرسی ارائه نشده است.

 

همچنین علاوه بر کارشناسان و صاحب‌نظران مختلف سیاسی و اقتصادی که این‌روزها مرتب به رییس‌جمهور تاکید می‌کنند که اگر مافیایی هست به مردم معرفی کند،‌ روز گذشته امیری رییس سازمان ثبت اسناد کشور در نامه‌ای به رییس‌جمهور خواستار معرفی مافیا در ثبت اسناد شد.

 

و اما ماجرا از این قرار است که:

 

رییس‌جمهور در جمع مردم قم گفت: «كسی هست كه اگر من اشاره كنم شما می‌شناسيد. دخانيات ما برای اينكه اين شبكه را به هم بزند گفته است كه آقا من امتيازات واردات سيگار به جای اينكه دست يك نفر باشد، آزاد می‌‌گذارم. هر كس می‌‌خواهد طبق مقررات و ضوابط بهداشتی و عوارض گمركی سيگار وارد كند. كس ديگری هم آمده كه حالا آدم به ظاهر سالمی است و گفته است من بدون قاچاق و تقلب و رشوه می‌خواهم سيگار وارد كنم».

 

احمدی نژاد ادامه داد: «آقايی كه هنوز هم در يكی از مراكز است و زياد هم مصاحبه می‌‌كند و ادعاهای خيلی گنده می‌‌كنه و تحليل‌های عجيب و غريب، اين آقا را صدا زده و گفته تو می‌‌خواهی سيگار وارد كنی؟ گفته بله. گفته است پنج ميليارد دلار بايد بدهی به فلان آقا. گفته است برای چی بايد بدهم؟ گفته مگر نمی‌‌خواهی سيگار وارد كنی؟ گفته بله می‌خواهم وارد كنم و عوارض قانونی را می‌پردازم و سيگار مورد قبول بهداشت را وارد می‌‌كنم. گفته است نخير نمی‌‌شود تا تو اين پول را ندهی امكان ندارد بتوانی سيگار وارد كنی. اين فرد هم نپرداخته است».

 

رییس جمهور افزود: «رييس دخانيات آمد پيش من و گفت فلان آقا مرا صدا كرده و گفته چرا می‌‌خواهی به اين فرد مجوز وارد كردن سيگار بدهی؟ تو حق نداری به اين مجوز ورود سيگار بدهی. والا با تو برخورد می‌‌كنيم».

 

پس از آن سایت تابناک در تاریخ 30 فروردین 87، دو روز پس از اظهارات رییس‌جمهور درباره مافیای اقتصادی، در گزارشی نوشت: «بررسی نهادهای نظارتی نشان داد افزايش ناگهانی ‌تعرفه گوشی تلفن همراه، از 4 به 60 درصد برای برخی از اشخاص، چندان غيرمنتظره نبوده و اين فرد كه تصادفا روابط نزديكی با يكی از مشاوران ... دارد، اقدام به وارد كردن پنج ميليون گوشی تلفن همراه، دقيقا پيش از پانزده برابر شدن تعرفه كرده و درآمد دويست ميليارد تومانی از آن به دست آورده‌ است».

 

تابناک در ادامه "رازگشایی" خود آورد: «با يك تصميم تجاری ديگر، انبوه واردات برنج پاكستانی به قيمت گران در بازار، علاوه بر آسيب زدن به كشاورزان، موجب تشديد تورم شده و ده‌ها ميليارد تومان سود را عايد واسطه‌ها كرد. با مصوبات استانی دولت، مبنی بر پرداخت وام‌هايی با يارانه و درصد سود پايين به افراد، حجم مطالبات معوقه و وصول‌نشده سيستم بانكی به رقم بی‌سابقه پانزده هزار ميليارد تومان رسيده و شماری از بانك‌های دولتی‌، در آستانه ورشكستگی قرار گرفتند که مورد اعتراض رئيس کل بانک مرکزی نيز قرار گرفت.به عنوان نمونه، رئيس يكی از شعبات يك بانك در يكی از شهرستان‌های كوچك شمال كشور، چندی پيش از ارايه ده ميليارد تومان وام از سوی شعبه تحت مديريتش سخن مي‌گويد كه از ابتدا مشخص بوده به دليل محكم نبودن وثيقه‌های نهاده‌شده، برنخواهد گشت».

 

سایت نزدیک به محسن رضایی با اشاره به اینکه بسياری از مردم حتی اگر بسياری از مسئولان و مقامات دولت نهم را مستحق انتقاد بدانند، آنها را دارای سلامت اقتصادی می‌‌شناسند.

  

اين پرسش ها را مطرح کرد که چرا در اين مقطع، ايران به بهشت مافياهای اقتصادی تبديل شده است؟ آيا چهره‌هايی كه در دولت‌های گذشته صاحب نفوذ بودند، قدرت تصميم‌گيری در زمان دولت نهم را دارند و يا آن‌كه قدرتمندان دولت نهم با تصميمات خود، مافياها را متمول كرده‌اند؟

 

اما دو روز گذشته سایت رجانیوز (وابسته به دولت) به قولی از سخنان هفته گذشته رییس‌جمهور رازگشایی کرد و نوشت: «فرد مورد اشاره رئیس جمهور در موضوع مافیای قاچاق سیگار، یک فرمانده سابق نظامی است که با العقیلی، قاچاقچی سیگار در ایران نیز رابطه دارد.»

 

رجانیوز در آنچه خود رازگشایی از سخنان افشاگرانه رییس‌جمهور خوانده،‌ ادامه داده: «گفته می‌شود فرد مورد اشاره رئیس جمهور که عضو یک مجمع نیز می‌باشد، قاچاق سیگار Marlboro به ایران از طریق شرکت "الراشدین" امارات را در دست دارد. وی همچنین با العقیلی، قاچاقچی بزرگ ایرانی‌الاصل مقیم دبی نیز زدوبند داشته و پس از آنکه شرکت دخانیات در دولت نهم، امتیاز واردات سیگارهای KENT و Dunhill از سوی این قاچاقچی را لغو کرد، این نظامی سابق، رایزنی ها و فشارهای متعددی برای بازگشت این تصمیم ولو در کوتاه مدت انجام داد که در نهایت ناکام ماند».

 

این سایت خبری که طبق اعلام خود قرار است در روزهای آینده، لایه‌های مختلف اظهارات رییس‌جمهور را رمزگشایی کند، در ادامه مطلبی که انگشت اتهام را در مسایل و مشکلات اقتصادی به سوی مجمعی منتقد دولت نشانه گرفته، قوه قضاییه را به اهمال در این زمینه متهم ساخته و نوشته‌ است:‌ «گفتنی است مافیای قاچاق سیگار با تعدادی از احزاب سیاسی کشور نیز ارتباط داشته و هزینه فعالیت‌های تشکیلاتی و انتخاباتی آنان را در قبال ایجاد حاشیه امن برای سوداگری تأمین می کند. اگرچه در در دولت نهم دست این مافیا از حوزه دخانیات تقریباً قطع شده اما کماکان برخورد قضایی با این جریان مسکوت مانده است».

 

به دنبال پیگیری‌های‌مان درباره دلایل این‌گونه اتهام‌پراکنی‌ها، یک منبع آگاه پارلمانی در گفت‌وگو با ما اظهار داشت: «این‌گونه اخبار به نوعی پاتک خبری محسوب می‌شود که از سوی سایت منتسب به دولت صورت می‌گیرد».

 

وی اضافه کرد: «هفته گذشته و به دنبال سخنان رییس‌جمهور سایت تابناک خبری را منتشر کرد با عنوان "به جای مافيا، پيدا كنيد پرتقال‌فروش را!" که در آن به افشاگری درباره موضوعاتی چون افزایش ناگهانی تعرفه گوشی تلفن همراه و همچنین ورشکستگی بسیاری از بانک‌ها پرداخت که گویا به مذاق آقایان خوش نیامده است».

 

این منبع آگاه افزود: «اخباری که پس از آن توسط رسانه‌های وابسته به دولت منتشر شده و برخی اشخاص باسابقه در نظام و مجامع مهم و تاثیرگذار در تصمیم‌گیری‌ها را نشانه گرفته‌، شانتاژ خبری است و بدون داشتن کوچک‌ترین نشانه‌هایی از صحت تنها مقابله به مثل محسوب می‌شوند».

 

در همین حال، سایت تابناک نیز روز گذشته در پاسخ به رجانیوز، در مطلبی به بررسی ابعاد مختلف اقتصاد سیگار در کشور پرداخت و نوشت:‌ «بنا بر اعلام رسمی شركت دخانيات و وزارت بهداشت، مصرف سيگار در ايران، سالانه حدود هزار ميليارد تومان بوده كه با كسر توليدات داخلی و واردات رسمي، مجموع گردش مالي ساليانه سيگار قاچاق در كشور، كمتر از صد ميليارد تومان می‌‌شود كه اين رقم نيز قابل مقايسه با رقم پنج هزار ميليارد توماني اعلام‌شده از سوي رئيس‌جمهور نيست. اكنون اين پرسش مطرح مي‌شود كه صرف‌نظر از رقم مطرح‌شده، آيا اصل اين ادعا در اساس دارای اطلاعات درستی است يا نوعی مانور تبليغاتی است؟»

 

در حلقه بدون شک غیرپایانی از این سلسله، روز گذشته (دوشنبه) حجت‌الاسلام نیازی، رئیس سازمان بازرسی کل کشور درباره سخنان اخیر رئیس‌جمهور درباره وجود مافیای اقتصادی که در کار دولت کارشکنی می‌کنند، گفت: «ما در سازمان بازرسی به سابقه‌ای از وجود این باندهای مافیایی نرسیده‌ایم».

 

و اما سوالات ما:

1- آیا کسی هست یا نیست؟

2- اگر کسی هست، چرا بازرس کل از آن بی‌خبر است؟!

3- اگر کسی نیست، چرا رییس‌جمهور گفت که هست؟!

4ـ اگر کسی هست، کیست؟

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 14:32  توسط سمیه عظیمی  | 

 

نوروز می رسد از راه. نو شدن سال مبارک.  

یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر اللیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

 

***********

ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی

از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

چو گل گر خرده ای داری خدا را صرف عشرت کن

که قارون را غلط ها کرد سودای زراندوزی

ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعل است

که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی

به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی

بگلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی

چو امکان خلود ای دل در این فیروزه ایوان نیست

مجال عیش فرصت دان به فیروزی و بهروزی

طریق کام بخشی چیست ترک کام خود کردن

کلاه سروری آن است کز این ترک بردوزی

سخن در پرده می گویم چو گل از غنچه بیرون آی

که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی

ندانم نوحه قمری به طرف جویباران چیست

مگر او نیز همچون من غمی دارد شبانروزی

مئی دارم چون جان صافی و صوفی می کند عیبش

خدایا هیچ عاقل را مبادا بخت بد روزی

جدا شد یار شیرینت کنون تنها نشین ای شمع

که حکم آسمان این است اگر سازی و گر سوزی

بعجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم

بیا ساقی که جاهل را هنی تر می رسد روزی

می اندر مجلس آصف به نوروز جلالی نوش

که بخشد جرعه جات جهان را ساز نوروزی

نه حافظ می کند تنها دعای خواجه تورانشاه

ز مدح آصفی خواهد جهان عیدی و نوروزی

جنابش پارسایان راست محراب دل و دیده

جبینش صبح خیزان راست روز فتح و فیروزی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 22:0  توسط سمیه عظیمی  | 

 

بهر نالوطیان جاه پرست

عشق کرسی مصیبتی شده است

احمق الدوله در بساط جلال

فکر کرسی کند به خواب و خیال

ابله المله قال و قیل کند

مگرش ابلهی وکیل کند

وان سیاست شعار شعبده باز

پی این مقصد است در تک و تاز

تاجر از حجره اش قماش دهد

بهر این لقمه نان و آش دهد

ماست کش قول گیرد از بقال

تا بماسد وکالتش امسال

لاتی از لای وصله پینه خویش

سنگ کرسی زند به سینه خویش

باری امسال هر که را پرسی

هست فکر تصاحب کرسی

این جنون بین خلق گل کرده است

هر کسی بند کیسه شل کرده است

آنکه دایم افاده کردی و فیس

که منم بر فلان طویله رییس

حالیا چون دراز گوش بود

هر چه بارش کنی خموش بود

وانکه هی سینه را سپر می ساخت

گردنش را تبر نمی انداخت

حال نرم و مجیزگو شده است

میله گردنش چو مو شده است

الغرض عهد حیله بازان است

دور دور کلاه سازان است

 

***

از دیوان اشعار رهی معیری

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 20:27  توسط سمیه عظیمی  | 

 

بوی جوی مولیان آید همی

مجلس، آن آرام جان آید همی

همچنان کاین دوره از خوبان پر است

دور دیگر همچنان آید همی

باز آن آیینه اسفندیار

از طریق سیرجان آید همی

وان دهستانی شیرین کار باز

خوشدل و شیرین زبان آید همی

تا بگیرد همچو رستم ریش خصم

فرخ از زابلستان آید همی

مخبر از مغرب رسید آسیمه سر

طوسی از مشرق دوان آید همی

میرابراهیمی و جرجانیش

این ز پا ننشسته آن آید همی

ریگی آید از بیابان جنوب

سنگ از مازندران آید همی

ریگ صحرا ریگی بی تاب را

زیر پا چون پرنیان آید همی

کهنه عیاری فراز آید ز رشت

ارقه ای از اصفهان آید همی

وان بلای جان دولت کهنه بخت

چون بلای ناگهان آید همی

باز در این صحنه مردم فریب

رستم و سهراب خان آید همی

تا که اورنگ از قفای قافله

قصه گوی و شعرخوان آید همی

ای بهارستان بگستر خوان خویش

حاجی از تو میهمان آید همی

روحی آن بدر منیر آید فراز

ماه سوی آسمان آید همی

هست طوسی سر و ومجلس بوستان

سرو سوی بوستان آید همی

آید از نورند و قلاشی که بود

باز آن کاسه است و آن آشی که بود

 

* رهی معیری/ در آستانه بازگشایی مجلس چهاردهم

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 15:23  توسط سمیه عظیمی  | 

Balatarin